ابر همگرایی

ابر همگرایی (hyperconvergence) چیست؟

از میان بسیاری از تعاریف ابر همگرایی که در دهۀ گذشته از طرف فروشندگان ارائه شده است، در اینجا تعریفی ارائه می‌شود که باید تمام زمینه‌ها را پوشش دهد: یک مرکز داده که از ابر همگرایی (HCI) استفاده می‌کند، بارهای کاری (‌نرم‌افزار) را قادر می‌سازد تا در تمام زمینه‌ها به کار گرفته و میزبانی شوند و با استفاده از ‌سخت‌افزار طراحی شده برای مقیاس‌گذاری و تنظیم نیازهای مختلف حجم بالای کاری، همراه با تغییر شرایط کار خود مرکز داده، در بخشی دیگر مدیریت می‌شود. نیازهای ‌نرم‌افزار از جانب کلیه ‌سخت‌افزارهای موجود در مرکز یا خوشۀ ابرهمگرا پاسخ داده و برطرف می‌شود و به صورت جمعی عمل می‌کند.

HCI ‌، سخت‌افزار است

تفاوت کلیدی در اینجا سخت‌افزار است. امروزه در مراکز داده تعداد زیادی از سیستم‌های استقرار و تنظیم حجم کار وجود دارد. شما با کوبرنتس آشنا هستید. شما همچنین ممکن است با بسیاری از نسخه‌های مارک برجستۀ Kubernetes امروزی، مانند Tanzu VMware ، Ezmeral HPE ، و Openshift و Red Hat’s آشنا شده باشید. همه این سیستم‌ها باعث می‌شوند که استفاده از مقادیر قابل توجهی اتوماتیک‌سازی، کلاس‌های جدیدی از حجم کار کانتینر شده توسعه، آزمایش، استقرار و مدیریت در سیستم‌های کاملاً تنظیم شده انجام شود و كوبرنتس از جانب قهرمانانی ارتقا می‌یابد كه علناً استدلال كرده‌اند هماهنگی اهداف اساسی بیش از حد همگرایی را برآورده می‌كند، بنابراین پشتیبانی HCI از بخش‌های ‌سخت‌افزاری را غیرضروری و حتی منسوخ می‌كند.

اما Kubernetes در ‌سخت‌افزار به تکامل نرسیده است ــ حداقل هنوز نه. با تعریف همه،HCI  بهسختی به سرورها متصل می‌شود. اگر HCI یک وسیله باشد، عبارت است از: سیم‌کشی ‌سخت‌افزار هواپیماهایی که کنترل سرورها را در دست دارند. اصل پیشنهاد ارزش HCI در حال حاضر این است که داشتن کنترل در ‌سخت‌افزار، روندها را تسریع کرده و بهره‌وری را سرعت می‌بخشد.

به طور معمول، جابه‌جایی کنترل روی شبکه، ذخیره‌سازی، مدیریت و امنیت از ‌نرم‌افزار به ‌سخت‌افزار باید به فرایندهای سریع‌تر با تأخیر کمتر منجر شود و دسترسی گسترده‌تر به منابع آن را کمتر کند.

بنابراین این همه صحبت دربارۀ «نرم‌افزار HCI» چیست؟

با این حال، امروزه بسیاری از اجزای اصلی ‌نرم‌افزار در بازار وجود دارد، به ویژه برای شبکه که خود را به عنوان ابرهمگرا و به عنوان بخشی از HCI یا به عنوان واحدی از سیستم‌عامل‌های HCI سازندۀ خود تبلیغ می‌کنند. به‌هم‌ریختگی‌ها با معرفی مفهوم مرکز داده تعریف شده از طریق ‌نرم‌افزار (SDDC) آغاز می‌شود.HCI  به گفتۀ فروشندگان، SDDC  را فعال می‌کند.

در مورد این قسمت تعریف درستی دارند، اگر شما تعریف گسترده‌تر «‌نرم‌افزار» را به عنوان هر چیز دیجیتال بپذیرید که جایگزین بخش فیزیکی ـ به طور خاص می‌شود، کد پیکربندی را قبول می‌کنید. SDDC اپراتورها را قادر می‌سازد تا با استفاده از کد منبع، پیکربندی سیستم‌ها را مشخص کنند. به عبارت دیگر، آنها می‌توانند مجموعه مؤلفه‌ها و تأمین منابع را ‌برنامه‌ریزی کنند. به این معنا که هر برنامه‌ای ‌نرم‌افزاری دارد، بنابراین این توضیح دقیق «نرم‌افزار HCI» است. سیستم‌عامل‌های HCI در واقع کدی را که SDDC  برای پیکربندی مراکز داده استفاده می‌کند، از طرف این اپراتورها تولید می‌نمایند. آن‌ها نیازهای سرورها، محل قرارگیری و در دسترس بودن منابع را تعیین می‌کنند و تنظیمات لازم را انجام می‌دهند. از این نظر، HCI  هدف و برخی از عملکردهای SDDC  را قرض می‌گیرد، در حالی که بیشتر مسئولیت کنترل را به اتوماتیک‌سازی می‌سپارد.

در پایان، آنچه که این پیکربندی انجام می‌دهد، تحویل دستورالعمل‌ها به ‌سخت‌افزار HCI است. در یک سطح اساسی، HCI ‌ نوعی سخت‌افزار است.

بحث‌های زیادی از طرف مهندسان خوش‌فکر ارائه می‌شود با این مضمون که آن‌ها دندان لق خود را به منظور پیش‌فرض ‌نرم‌افزاری نبودن HCI درمی‌آورند. و هنوز هم به اصطلاح می‌توانید «‌نرم‌افزار HCI» را بیابید. آنچه که بسیار مهم‌تر از درستی یک طرف یا طرف دیگر است، این است که آیا این ‌نرم‌افزار مزایای واقعی را برای مرکز دادۀ شما فراهم می‌کند (احتمال زیادی وجود دارد) و از قضا اگرچه به همان اندازه مهم است، آیا ‌نرم‌افزار HCI برای یک فروشنده می‌تواند در همان پلت‌فرم ‌سخت‌افزار HCI فروشندۀ دیگر باشد (احتمال بالای صفر وجود دارد).

به خاطر این مقاله، در واقع زیرساخت مرکز داده از ‌نرم‌افزار و ‌سخت‌افزار تشکیل شده است. با وجود این HCI ریشه در ‌سخت‌افزار دارد.

هر سازنده اجزای HCI آن را مهندسی کرده است تا در برابر یک سیستم مدیریت متمرکز پاسخگو باشد. این سیستم می‌تواند بارهای کاری را در جایی قرار دهد که بتوان به طور مؤثرتر آن‌ها را اجرا کرد، فضای ذخیره‌سازی و حافظه را برای آن بارهای کاری دسترس‌پذیر می‌کند و ــ اگر سیستم به اندازۀ کافی هوشمندانه باشد ــ دیدگاه بارهای کاری شبکه را تغییر دهد تا رسیدگی به منابع توزیع شده نه‌تنها آسان‌تر بلکه ایمن‌تر هم باشد.

این در صورتی است که همه‌چیز بر مبنای تبلیغات کار ‌کند. از زمان تأسیس، ابرهمگرایی نوعی حالت ایدئال بوده است. این ایدئال همیشه از اجرای واقعی خود حداقل یک قدم جلوتر قرار داشت. در منابع قبلی این مقاله، ما چندین پاراگراف را صرف توضیح آنچه کردیم که دقیقاً «همگرایی» در ابر همگرایی معنا می‌شد. در شکل فعلیHCI، تا حد زیادی بی‌ربط است. در واقع از اینجا به بعد، ما فقط می‌خواهیم از آن با عنوان “HCI” در شرکت مخفف‌هایی مانند “ITT”، “NCR” و “AT&T” نام ببریم که دیگر اصطلاحات اصلی خود را ندارند.

برخی از افراد امروزه HCI را به عنوان تمایز مصنوعی بین سرورهای سازمانی تولیدکننده از محصولات دیگر درک می‌کنند. این استدلالی است که شما همچنان از سازندگان سیستم‌های هماهنگی حجم کار مشاهده خواهید کرد، بسیاری از آن‌ها بخشی از جنبش منبع باز هستند. در این مقاله از ارزیابی فضایل استدلال‌های هر دو طرف جلوگیری خواهد شد. در عوض، این بررسی HCI را در حالت فعلی ارائه می‌دهد و هرگونه قضاوت کیفی را به مورخان واگذار می‌کند.

لایه‌های مختلف HCI

از آنجا که فروشندگان در فضای بازار HCI اهداف پایانی این فناوری را در درجات مختلف دنبال می‌کنند، مهم است که HCI را از سطح بنیادی تعریف کنیم و سپس به سطوح عمیق‌تری برویم که در آن برخی از سیستم‌ها ممکن است چنین چیزی را انتخاب نکنند. هر سطح عمیق‌تر ممکن است کمتر به برخی از فعالان بازار مربوط باشد و ممکن است سرمایه‌گذاری‌های فکری آن‌ها در HCI  به اندازۀ دیگران عمیق نباشد.

  1. اساساً HCI از طریق تعبیه Hypervisor جز responsible مسئول میزبانی و مدیریت ماشین‌های مجازی در ‌سخت‌افزار پیاده‌سازی می‌شود.یک سرور با قابلیت HCI نقش یک Hypervisor را در یک مجموعه virtualization (مجازی‌سازی) ایفا می‌کند. این سیستم برای بارگذاری کار، اجرای ماشین مجازی و مهاجرت آن‌ها در جای دیگر شبکه در صورت لزوم ساخته شده است.
  2. اساساً، HCI محیط مورد نیاز یک حجم کار VM را از منابع مرکز داده ایجاد می‌کند که به عنوان کالا با هم ادغام شده‌اند. بنابراین «همگرایی»توان پردازشگر و ظرفیت ذخیره‌سازی دو کالایی هستند که با هم جمع می‌شوند.  HCIمی‌تواند فضا و توان مورد نیاز برای یک بار کاری مشخص را در زمان فعلی تأمین کند.
  3. تا همین اواخر، سیستم‌عامل‌های HCI معمولاً اجزای یکپارچه برایذخیره‌سازی از طریق ‌نرم‌افزار (SDS)  را شامل می‌شدند. ریشۀ آن، سازوکاری برای جمع کردن منابع ذخیره‌سازی از یک آرایه به یک واحد منطقی (LUN)  است. اگر SDS کار خود را در یک محیط HCI انجام دهد، کاملاً جایگزین شبکۀ ذخیره‌سازی (SAN) می‌شود. بسیاری از فروشندگان، SDS  را در گزاره‌های ارزش HCI  خود قرار داده‌اند، اگرچه با گذشت زمان، جداگانه SDS را به عنوان یک راه‌حل برای خود ارائه کردند. اکنون استدلال‌های فعالی وجود دارد مبنی بر اینکه SDS  خود را از HCI جدا کرده است و بازار مستقل خود را دارد.Dell EMC اخیراً «از نو تصوراتی» از VxRail، که یک پلت‌فرم HCI مبتنی بر ‌سخت‌افزار است، تقسیم کار را رسمیت می‌بخشد و باعث می‌شود مؤلفه SDS  از جانب مشتری تعیین شود.
  4. تأکید HCI از منظر مدیریت سیستم‌ها روی یک کنسول پیش‌رونده است که ممکن است کل مرکز داده از آن استفاده کند.شما وب‌سایت‌هایی را دیده‌اید که در واقع سه یا چهار نشریه (یا ۱۶ یا ۱۷) وجود دارند که همه از طریق صفحۀ اول به هم پیوند خورده‌اند. بنابراین از نظر هیچ‌کس جای تعجب ندارد که مجموعه‌ای از خدمات مدیریتیِ همه را می‌توان در یک دسته جمع کرد و از یک فهرست آن را انتخاب کرد. ابزارهای مدیریت HCI که به طور واقعی برای کار با یکدیگر طراحی شده‌اند، بر خلاف اینکه به طور جداگانه از یک لیست انتخاب شوند، در مجموع یک نمایش معنی‌دار از کل سیستم را به عنوان یک کنسول یا «داشبورد» واحد تولید می‌کنند. یک بازار جداگانه برای ‌نرم‌افزار مدیریت زیرساخت مرکز داده (DCIM) وجود دارد که HCI سعی در بی ربط کردن آن دارد.
  5. سیستم‌عامل‌های HCI برخی از فروشندگانپلت‌فرم‌هایی را در اختیار دارند که به طور مستقیم در سطح عمیق‌تری از یک شبکۀ آدرس‌دار به هم متصل می‌شوند. به عنوان مثال، یک لینک ممکن است چندین دستگاه ذخیره‌سازی را در یک مرکز داده به هم پیوند دهد و آن‌ها را به عنوان یک مجموعه با آدرسی مشخص برای دیگران ایجاد کند.
  6. بارهای مدرن برای کانتینرسازی دوباره ساخته می‌شوند که از جانب داکر آغاز شده و Kubernetes آن را تمدید کرده است. این یک کلاس از virtualization است که روی مجازی‌سازی حجم کار متمرکز می‌شود تا سیستم‌عامل بتواند آن را میزبانی کند، در مقابل virtualization سیستم‌عامل قرار دارد، بنابراین می‌تواند از حجم کار پشتیبانی کند. ریشۀ آن،HCI  از یک ‌هایپروایزر در سطح ‌سخت‌افزار استفاده می‌کند. مزایای استقرار یک لایۀ virtualization در سطح hypervisor برای پشتیبانی از لایۀ مجازی‌سازی دیگر در سطح بار کاری، هنوز مورد بحث قرار دارد. با این حال طرفداران آن این نظریۀ قانع‌کننده را پیش می‌برند: hypervisor  امنیت لایه‌ای را در عمق سیستم‌عامل فراهم می‌کند، به طوری که محیط Kubernetes از حمله به هسته محافظت می‌شود. hypervisor، به نوبۀ خود در HCI بیشتر از آنچه در یک سیستم virtualization ‌نرم‌افزار محور معمول است محافظت می‌شود، زیرا ریشه در ‌سخت‌افزار دارد. بنابراین برخی از سیستم‌عامل‌های HCI با این فرض خاص به عنوان سیستم‌عامل کانتینرسازی در حال پیشرفت قرار دارند.
  7. در سال‌های اخیر، سیستم‌های HCI تلاش کرده‌اند تا خود را با قابلیت استقرار بارهای کاری در ابر عمومی مقاوم‌سازی کنند.این اغلب به عنوان «ادغام ابر» توصیف می‌شود، اما اینکه آیا در واقع یکپارچه است، به این بستگی دارد که آیا زیرساخت‌های مجازی مرکز داده می‌تواند به زیرساخت‌های ابری نیز گسترش یابد. در مورد بخش VMware از بسته VxRail، می‌توان در اینجا فضا و منابع فراهم شده از طریق ابر عمومی را در اختیار پلت‌فرم HCI برای تأمین قرار داد.
  8. برخی از سیستم‌عامل‌های HCI به مدیریتدسک‌تاپ‌های مجازی (VDI) که اساساً کل تصاویر سرور و سیستم‌عامل هستند، با برنامه‌های نصب‌شده و فشرده روی ماشین مجازی  “master gold”ادامه می‌دهند. وقتی برنامه‌ها از معماری به سبک Windows / DOS  فاصله می‌گیرند و به سمت توزیع شبکه و عملکرد مبتنی بر مرورگر می‌روند، VDI  سنتی نقش کمتری در مراکز دادۀ مدرن بازی می‌کند. برخی از فروشندگان VDI به طرز ماهرانه‌ای مفهوم VDI را به معماری منتقل می‌كنند كه برنامه‌های مجازی شده در رایانه‌های رومیزی استاندارد برای كاربران آن‌ها ظاهر می‌شود، اما این مفهوم شباهت زیادی به VDI اصلی و HCI مدرن با ابر همگرایی اصلی دارد.
  9. حافظه در کنار هم پیچیده‌تر است، زیرا حافظه‌های الکترونیکی به آدرس‌های سیستم سرورهای مربوط ملزم هستند. برخی از سیستم‌های HCI که قصد دارند حافظه را در لیست کالاهای خود بگنجانند، از نظر فنی این کار را انجام نمی‌دهند. پهنای باند شبکه به عنوان یک کالا در نظر گرفته می‌شود، اما همۀ سیستم‌عامل‌های virtualization زمینۀ بازی را برای سرورهای خوشه‌ای فراهم می‌کنند، بنابراین می‌توان بارهای کاری را با استفاده از آن‌ها در پوشش شبکۀ خود توزیع کرد.
    “D” در “DHCI” مخفف چیست؟

    بسته به اینکه از چه کسی و چه زمانی بپرسید، سه احتمال وجود دارد:

    1. جداسازی- Disaggregated:یکی از روندهای جدید در معماری سرور مرکز داده، که اکنون محصولات نهایی آن را مشاهده کرده‌ایم، جداسازی است ــ جدا کردن اجزای سرور، به ویژه پردازنده‌ها از یک گذرگاه سیستم قفل شده. سال گذشته، با الهام از تحلیلگرانIDC، HPE  طرح‌های معماری تفکیک‌شده را برای رسیدن به راه‌های نوین در شبکه محاسبه و ذخیره‌سازی کرد (و شاید در سطوح پایین‌تر، پهنای باند شبکه و حافظه نیز به خوبی دیده شود). تمام آن‌ها در بخش‌های جداگانه‌ای ارائه می‌شوند که به راه یک شبکه، در مقیاس  rack-scaleختم می‌شوند.

     

    راهنمای اتوماتیک سازی مرکز داده

    مراکز داده امروزه همچنان مراکز حساس این شرکت هستند و اتوماتیک‌سازی سطح جدیدی از چابکی و تحول دیجیتال را تحریک می‌کند.

    1. توزیع شده-Distributed : در ماه‌های اخیر، اگرچه برخی از HPE  ها نسبت به HCI  برتری دارند، اما تعریف مورد استفاده در توزیع dHCI، تعریف آن را چهارچوب IDC بررسی می‌کند، اما یک طرح کاملا متفاوت مبتنی بر پایه‌های سطح بالاتری است:

    الف: مفهومی HPE در اوایل سال ۲۰۲۰ ارائه شد که از زیرساخت شبکه مجازی NSX VMware برای سطوح ظاهری شبکه از دیدگاه برنامه‌ها استفاده می‌کرد.

    ب: یک چهارچوب جدیدتر برای مدل Nimble Storage HPE ارائه شد که در آن سرورهای از پیش تعیین شده برای بارهای محاسبه شده از آرایه‌های الکترونیکی منظم در بخش‌های جداگانه از یک سیستم فایل بزرگ استفاده می‌کنند (بر خلاف جست‌وجوی پایگاه داده که به صورت تقسیم‌بندی نشان داده شده‌اند)، و این مشابه بخشی است که برای اصطلاح «داده‌های بزرگ» در سطوح کاری بزرگ‌تر از آن بهره می‌برند.

    1. تجزیه‌شده- Decomposed : متاسفانه انتخاب کلمات در گزارش تحلیلی بیشتر از حد مناسب نشان داده شده است.این یا به جای «جداسازی» مورد استفاده قرار می‌گیرد یا برای اشاره به مفهومی است که در سال ۲۰۱۷ از طرف یک شرکت به نام Datrium که عملکرد نیمه مستقل برای آرایه‌های ذخیره‌سازی HCI را پیشنهاد می‌کند، ارائه شده است. از آن زمان که این شرکت از طرف VMware خریداری شده است به آن‌ها امکان می‌دهد تا ظرفیت استفاده نشده را بدون نظارت مستقیم از طرف سیستم مدیریت  HCIمورد استفاده قرار دهند.

    تا زمانی که بخواهید “d” در مرکز داده شما حضور داشته باشد، سخت است که این نکته را نادیده بگیرید که تمام این گزینه‌ها یک موضوع مشترک دارند: تقسیم‌بندی، جداسازی، انزوا، خودمختاری. در واقع”d”  ممکن است مخفف «گره‌گشایی» ابرهمگرایی باشد.

    چه کسی ‌سخت‌افزار HCI را تولید می‌کند؟

    در اینجا مواردی وجود دارد که شما باید دربارۀ انتخاب‌های معماری و پیاده‌سازی از طریق فروشندگان برجسته در فضای HCI بدانید:

    NUTANIX

Nutanix ‘Acropolis  توزیع شده برای ذخیره‌سازی مدل Fabric در HCI

NUTANIX

مدل Nutanix که امروزه AOS نامیده می‌شود، بر اساس دو مؤلفۀ ساخته شده است. یک hypervisor توزیع شده به نام Acropolice و یک سیستم مدیریت توزیع‌شده به نام Prism. در مرکز اصلی آکروپولیس یک وسیله وجود دارد که به سادگی گره نامیده می‌شود و نقشی را بر عهده دارد که به طور متداول در آن سرور بازی می‌کند. گرچه به طور ایدئال، گره موارد زیادی را فراهم می‌کند، اما در یک نشر آنلاین آن را Nutanix  لقب داده است، خود Nutanix اعتراف می‌کند که مدل آن فقط دو ترکیب اصلی را‌ پشتیبانی می‌کند: محاسبه و ذخیره‌سازی.

یکی از موارد اصلی بحث در بین فروشندگان HCI این است که آیا یک زیرساخت واقعاً همگرا باید آرایۀ ذخیره‌سازی موجود در یک مرکز داده را در خود داشته باشد یا کلاً جایگزین آن شود. Nutanix رویکرد آزاداندیشانه‌تر را تحلیل می‌کند.

Prism  سیستم مدیریت HCI این شرکت است. در ماه‌های اخیر، به یک مجموعه خدمات سه بخشی تبدیل شده است که بر اساس هر گره مجوزی ارائه می‌کند. ردیف ابتدایی خدمات نظارت و مدیریت hypervisor را انجام می‌دهد، در حالی که سطح “Pro” به ‌برنامه‌ریزی ظرفیت، تنظیم و اصلاح خودکار می‌پردازد (احتمالاً در مورد hyperconvergence در اصل چه چیزی بود اضافه می‌کند)، و ردیف “Ultimate” تنظیم عملکرد یادگیری ماشین را به آن می‌افزاید.

شرکای Nutanix با سازندۀ سرور Lenovo برای تولید سیستم عامل‌های HCI با مارک مشترک است.

EMC / VMWARE / VXRAIL

در ماه می ۲۰۲۱، Dell EMC، با همکاری شرکت VMware، آخرین دور از آنچه این گروه «تصور مجددHCI» توصیف کرد، آغاز شد. Dell EMC با ریختن بسیاری از مدل‌های قدیمی تیم به سالنامۀ تاریخ، آنچه را که معاون اصلی مدیریت محصول برای HCI و سایر دسته‌ها، Shannon Champion نامیده می‌شود، «مجموعه‌ای از اجزای یکپارچه و ارزش افزوده ساخته شده در بالای ‌نرم‌افزارVMware ، و همچنین PowerEdge (سرورها)، امکان اتوماتیک‌سازی، تنظیم و مدیریت چرخۀ زندگی را فراهم می‌کند.»

VxRail نام تجاری سرورهای HCI این گروه است که مدل‌های سرور Dell PowerEdge هستند و با ‌سخت‌افزار HCI اصلاح شده‌اند. برای این سرورها، VxRail  مفهومی را معرفی کرده است که گروه آن را گره‌های پویا می‌نامند. این شاید نام هیجان‌انگیزتری نسبت به «سرور بدون ذخیره‌سازی» باشد. به یک گذرگاه پردازنده فکر کنید که به جای یک رابط توسعه، فقط برای اتصال به حافظه از طریق شبکه طراحی شده است.

ارائه جدید Dell EMC از VxRail به عنوان یک ‌سخت‌افزار مجازی‌سازی VMware

Dell Technologies

تکرار قبلی HCI گروه VxRail برای اتصال به آرایه‌های ذخیره‌سازی Dell EMC که از بدو تأسیس آن ستون تجاری بوده‌اند، به شدت متکی بر یک لایه انتزاع داخلی است که با استفاده از ذخیره‌سازی تعریف‌شده از طرف ‌نرم‌افزار (SDS) ارائه شده است. با تکرار فعلی، به طرز حیرت‌انگیزی، اعتماد به این SDS بخشی از موارد پرتاب شده بود و اساساً با انتخاب مشتری جایگزین آن شد. یک گزینۀ مشارکت VMware به نام HCI Mesh وجود دارد، که روش آن برای آوردن آرایه‌های SAN موجود به طرح HCI است (همان طور که در نمودار بالا نشان داده شده است) با اتصال خوشه‌های SAN (vSAN) مجازی در شبکه‌ها.

سیسکو HYPERFLEX

مدل HCI سیسکو، HyperFlex (HX)  نامیده می‌شود، یک کنترل‌کنندۀ VM را روی هر گره مستقر می‌کند، اما به گونه‌ای که ارتباط پایدار خود را با hypervisor ESXi VMware روی لایۀ فیزیکی حفظ می‌کند. در اینجا، سیسکو نه تنها بر منافع حاصل از شبکه‌های استراتژیک تأکید می‌کند، بلکه بر فرصت‌های درج لایه‌های انتزاع که وابستگی‌های اجزای سازنده را به یکدیگر متصل می‌کند و نحوۀ همکاری آن‌ها را محدود می‌نماید هم نظارت دارد.

به این‌ترتیب، در مورد HyperFlex’s 3.0، مراکز داده ممکن است انواع مختلف ذخیره‌سازی و داده‌های انتزاعی را در خود داشته باشند، از جمله یکی از جدیدترین تغییراتی که از جانب مجری برنامه Kubernetes ارائه شده حجم‌های دنباله‌دار است. در سیستم توزیع شدۀ Kubernetes، قطعات جداگانه‌ای از کد به نام ریز سرویس‌ها وجود دارد که ممکن است مطابق با تقاضا کوچک یا بزرگ شود و این کوچک شدن به معنای واقعی کلمه به این معنی است که در صورت عدم استفاده، تکه کد می‌تواند از بین برود. برای زنده ماندن داده‌ها و پایگاه‌های داده در این فاجعه‌های کوچک، توسعه‌دهندگان حجم مداوم ایجاد کرده‌اند ــ که در واقع ساختار جدید داده نیستند. در عوض، آن‌ها از طریق لایه‌های انتزاع تولید می‌شوند و اتصالات را به حجم ذخیره‌سازی به محیط HCI گسترش می‌دهند، بدون اینکه لازم باشد جزئیات یا نمودارهای آن حجم را به اشتراک بگذارند.

 

رابطه کاری بین Intersight و HyperFlex HXAP

سیسکو

حجم کار کانتینر شده با استفاده از محفظۀ کانتینر یکپارچه‌ای که سیسکو در Q3 2020 رونمایی کرد، به نام HyperFlex Application Platform (HXAP)، در HX مدیریت می‌شود. این یک محیط مارک‌دار Kubernetes است، و می‌تواند ‌برنامه‌ریزی و تنظیم برنامه‌های کانتینر شده را ارائه دهد که همگی در یک ماشین مجازی موجود است که خود از طرف Hypervisor  سیسکو مدیریت می‌شود.

اگرچه HyperFlex از hypervisor VMware استفاده می‌کند، Cisco  همچنان کنترل HCI خود را با سیستم‌عامل مدیریت Intersight متصل می‌کند. طبق گفته‌های سیسکو، مقیاس توزیع برنامه Kubernetes که با Intersight مدیریت می‌شود، تا دورترین حد از شبکه HyperFlex مشتری گسترش می‌یابد، که گره‌ها را در مکان‌های edge شامل می‌شود. این مشکل برای سیستم‌عامل‌های Kubernetes تحت مدیریت hypervisor در گذشته بوده است که محدود به دامنۀ تنها یک hypervisor  است که معمولاً یک سرور مجازی به شمار می‌آمد.

HPE DHCI

در سال ۲۰۱۷، HPE یک ارائه‌دهندۀ تجهیزات HCI به نام SimpliVity را خریداری کرد که در آن زمان نه تنها می‌توانست با سرورهای HPE / HP ادغام شود، بلکه Dell، Cisco، Huawei  و Lenovo را نیز شامل می‌شد. SimpliVity بیشتر در مقیاس ذخیره‌سازی داده مطابق با نیازهای کاری تمرکز داشت و به HPE استراتژی مشخصی برای مبارزه با Nutanix و Dell داد.

در جریان کنفرانس مجازیHPE Discover 2021، مشخص بود که این شرکت تصمیم گرفته است کم کردن SimpliVity را به نفع آنچه بخواند که مهندسان آن در آن زمان HCI «تفکیک شده» می‌خواندند. با این کار، آن‌ها به یک آرایۀ ذخیره‌سازی اشاره داشتند که مستقل از آرایه محاسبات تقسیم‌بندی می‌شود (اگرچه در آن زمان، ظرفیت محاسبه هنوز به جای جعبه محاسبات همگرا از جانب سرورهای ProLiant ارائه می‌شد) این آرایه از طریق دسته‌ای از جعبه‌های ذخیره‌سازی اطلاعات آمادۀ pool به نام Nimble Storage  ارائه می‌شود.

آخرین لیست حداقل نیازهای HPE برای dHCI با Nimble Storage

Hewlett Packard Enterprise

باdHCI، نیاز به یک سیستم مدیریت با مارک HPE از بین رفته است. در جای خود VMware vSphere و vCenter قرار دارد، جایی که قابلیت تنظیم سرورهای dHCI به صورت یک افزونه ظاهر می‌شود. از آنجا که واحد Aruba Networks HPE  قبلاً قابلیت اتوماتیک‌سازی شبکۀ خود را در VMware vSphere ادغام کرده بود، این امکان را برای HPE dHCI فراهم می‌کند تا اتوماتیک‌سازی شبکه را به مجموعه HCI امروزی خود وارد کند، بدون اینکه برای چهارمین یا پنجمین بار چرخ را دوباره اختراع نماید.

همان طور که نمودار نشان می‌دهد، گرهی که بسته dHCI را به هم متصل می‌کند، پلت‌فرم تجزیه و تحلیل پیش‌بینی نظارت HPS  است. این کار تنظیم عملکرد و تشخیص ناهنجاری را فراهم می‌نماید که همچنین یکی از اجزای SimpliVity بود. در اینجا پیش نمایش احتمالی جذابیت‌های آینده HCI را به عنوان یک دسته از محصولات، با کاهش تأکید بر قسمت «بیش از حد» مشاهده می‌کنیم. تقسیم‌بندی مشخص شبکه از ذخیره‌سازی محاسبات؛ اعتماد بیشتر به سیستم‌عامل مجازی‌سازی زمینه (و همچنین تولیدکنندۀ آن وجود دارد) و حداقل بسته‌بندی کمتری در اطراف اجزای سازنده برای ایجاد یک شباهت واحد ایجاد می‌شود.

قبلاً شخص دیگری در این بازار نیوده است؟

NetApp  در سال ۲۰۱۷ با هدف تولید لوازم ابتدایی که می‌تواند مورد توجه شرکت‌های کوچک و متوسط ​​قرار گیرد، وارد بازار ‌سخت‌افزار HCI شد. با این حال، مارس گذشته این شرکت تصمیم گرفت تا از این بازار خارج شود و به مشتریان فعلی خود یک سال فرصت داد تا به سیستم‌عامل Astra مستقر در Kubernetes منتقل شوند. مهندسان NetApp در یک پذیرش، کاملاً واضح و صریح نظر خود را اعلام کردند که HCI اشتباهی برای تکامل زیرساخت‌ها ایجاد کرد. آن‌ها به تعدد گزینه‌ها در آنجا استناد و چنین چیزی را خودسرانه توصیف كردند، در مقابل یك کانال واضح‌تر برای تنظیم كوبرنتس ایجاد شد. با این کار، آن‌ها تلویحاً گفتند که با معرفی تمایز بیشتر و بیشتر معماری بین سیستم‌عامل‌هایHCI، فروشندگان باقیمانده در آنجا اساساً بازار را طبقه‌بندی می‌کنند، فقط به این‌ترتیب آن‌ها می‌توانند مزایای رقابتی کمی نسبت به یکدیگر داشته باشند.

 

درباره‌ی Bloger

پست‌های مرتبط

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *